نزدیک ۸۰ روز است که اینترنت در ایران با محدودیتهای گسترده مواجه شده و مردم، فارغ از کلافگی مزمن ناشی از از دست دادن بخشی از ابزارهای سرگرمی و ارتباطی خود، شاهد کاهش یا توقف فعالیت بسیاری از کسبوکارها نیز بودهاند.
هنوز بعد از بیش از دو ماه همه منتظرند تا شرایط ارتباطی به وضعیت عادی بازگردد و زندگی روزمره دوباره روال سابق خود را پیدا کند. در این میان، مسئولان و کارشناسان مختلف درباره خسارات واردشده به اقتصاد دیجیتال کشور صحبت میکنند و بسیاری از مردم نیز امیدوارند این وضعیت موقتی باشد. همزمان، عدهای معتقدند که ایران به سمت راهاندازی نسخهای بومی و مشابه الگوی چینی شبکه ملی اطلاعات حرکت میکند تا نیازهای دیجیتال کشور بیشتر بر بستر داخلی تأمین شود.
در این مدت مردم ناچار بودند از پیامرسانهایی استفاده کنند که گاهی حتی در انتقال یک فایل کمحجم یا ارسال سادهی پیام نیز با اختلال مواجه میشدند. از سوی دیگر، برخی موتورهای جستوجوی داخلی نیز هنوز فاصلهی زیادی با استانداردهای فناوری روز دنیا دارند و نتایجی محدود یا نهچندان دقیق را در اختیار کاربران قرار میدهند.
در فضای مجازی و بخش نظرات وبسایتهای فناوری نیز میتوان دید که بعضی کاربران مینویسند: «احتمالاً اینترنت دیگر مثل قبل نخواهد شد و باید خودمان را با شرایط جدید وفق دهیم.» اما سؤال اصلی این است که چگونه به این نقطه رسیدیم و حالا باید چه کرد؟
چه شد که ما به اینجا رسیدیم؟!
اواخر دههی ۱۳۸۰ بود که زمزمههایی درباره شبکه ملی اطلاعات در ایران شنیده شد؛ در آن زمان شایعات و گمانهزنیهای مختلفی میان مردم شکل گرفت و بسیاری تصور میکردند که ممکن است روزی اینترنت کشور تا حد زیادی به نمونهای داخلی و مستقل تبدیل شود. آن روزها اصطلاح «اینترنت ملی» برای بسیاری از کاربران جوان و نوجوان، مفهومی مبهم و تا حدی نگرانکننده و ترسناک داشت؛ مخصوصاً برای نسلی که تازه داشت با سرویسهای ADSL و اینترنت پرسرعت آشنا میشد و وابستگیاش روزبهروز به اینترنت بیشتر میشد!
در دههی ۱۳۹۰ بهتدریج زیرساختهای فنی توسعه پیدا کردند و پلتفرمهای مختلفی شکل گرفتند که عمدتاً بر پایه نرمافزارهای متنباز توسعه داده شده بودند و روی سرورهای داخلی فعالیت میکردند. این سرویسها تلاش داشتند بهعنوان پیامرسان، شبکه اجتماعی یا خدمات دیجیتال بومی به مردم معرفی شوند. همزمان، مفهوم «سوپر اپلیکیشن» نیز وارد فضای فناوری ایران شد. بسیاری از شرکتها تلاش کردند با اضافه کردن خدمات مختلف به اپلیکیشنهای خود، یا تهاتر با سرویس شرکتهای دیگر یک سوپراپلیکیشن را بسازند که همه کار برای کاربر میکند که البته به نظر میرسد این کارها تلاشهایی بیثمر برای مشابهسازی سرویسهایی مانند ویچت چین یاندکس روسیه بود.
آیا روبیکا میتواند جای اینستاگرام را بگیرد؟
در حقیقت ایدهی اصلی این بود که کاربران بتوانند در یک اپلیکیشن، مجموعهای از خدمات روزمره مانند پرداخت، پیامرسانی، تماس اینترنتی، سفارش غذا، حملونقل و خدمات مالی را در اختیار داشته باشند. در عمل نیز شرکتهای مختلف تلاش کردند با همکاری متقابل یا اتصال سرویسهای گوناگون به یکدیگر، چنین ساختاری را ایجاد کنند.
تمام این زیرساختها و پلتفرمها، با هر کیفیتی که داشتند (البته قضاوت در مورد کیفیت این اپلیکیشنها و پلتفرمها از توان این نوشته خارج است)، بهمرور راهاندازی شدند و تبلیغات گستردهای برای معرفی آنها صورت گرفت؛ از تبلیغات تلویزیونی و محیطی گرفته تا برنامههای رسانهای و کمپینهای تشویقی برای آنها در نظر گرفته شد! البته تشویقهایی بسیار دلسرد کننده! حتی برای استفاده از این سرویسها، مشوقهایی مانند اینترنت نیمبها یا رایگان نیز در نظر گرفته شد، در حالی که استفاده از بسیاری از سرویسهای خارجی هزینهی بیشتری برای کاربران داشت.
با این حال، به نظر میرسد بخش قابل توجهی از کاربران هنوز ارتباط عمیقی با این پلتفرمها برقرار نکردهاند. شاید بخشی از این مسئله به کیفیت خدمات، پایداری، تجربه کاربری یا حتی موضوع اعتماد عمومی مربوط باشد. در ماههای اخیر نیز با گستردهتر شدن محدودیتهای اینترنت، بسیاری از مردم احساس کردند انتخابهایشان در حوزه دیجیتال محدودتر شده است؛ موضوعی که برای بخشی از جامعه، بهویژه صاحبان کسبوکارهای آنلاین و فعالان اقتصاد دیجیتال، نگرانیهای جدی ایجاد کرده است.
در طول این مدت، بسیاری از کسبوکارها با کاهش درآمد یا توقف فعالیت مواجه شدند. بخشی از سرگرمی روزمره مردم (از یک کودک ۸ ساله تا پیرمردی ۸۰ ساله) که به اینترنت وابسته بود، از دسترس خارج شد. حتی افرادی که از طریق تلفن همراه و اینترنت و شبکههای اجتماعی بخش یا کلی از درآمد خود را تأمین میکردند، با مشکلاتی قابل توجه روبهرو شدند. به همین دلیل، مسئله اینترنت امروز دیگر فقط یک ابزار سرگرمی نیست، بلکه بخشی از زیرساخت زندگی روزمره مردم محسوب میشود.
آیا استفاده از پلتفرمهای بومی خوب است؟
واقعیت این است که هیچکس از پیشرفت محصولات و خدمات داخلی ناراحت نمیشود؛ بهویژه اگر این محصولات بتوانند کیفیت، پایداری و امنیت مناسبی ارائه دهند. طبیعی است که کاربران هر کشوری تمایل داشته باشند از سرویسهایی استفاده کنند که در داخل کشورشان توسعه یافتهاند، به شرطی که بتوانند نیازهای واقعی آنها را پاسخ دهند.
این موضوع فقط به ایران محدود نیست! مردم ژاپن به برندهای صنعتی و دیجیتال خود افتخار میکنند امروزه در ژاپن پلتفرمهای دیجیتال بینالمللی باز است، اما مردم از پلتفرم داخلی «لاین» با افتخار و انتخاب خودشان استفاده میکنند! چون هم کیفیت دارد و هم قابل اتکا و اعتماد است! کرهایها هم سالها از محصولات شرکتهایی محصولات و سرویسهای داخلی خود با انتخاب خودشان استفاده میکنند! البته در کره این فقط به پلتفرمهای آنلاین محدود نمیشود! کرهایها از سامسونگ، کیا و هیوندای حمایت میکنند و در عین حال هم صنایع کرهای علاوه بر بازار داخل، سعی میکنند بازار صنعتی دیگر کشورهای جهان را هم به خود جذب کنند و در عین حال سهم بازار داخلی خود را حفظ کنند. اما نکته مهم این است که این محصولات توانستهاند کیفیت و نوآوری لازم را ارائه دهند و به همین دلیل نهتنها در کشور خود، بلکه در سطح جهانی نیز مورد استفاده قرار گرفتهاند.

در ایران نیز اگر پلتفرمهای داخلی بتوانند تجربهای پایدار، امن، سریع و قابل اعتماد فراهم کنند، طبیعتاً بخشی از کاربران به استفاده از آنها تمایل نشان خواهند داد. اما یکی از چالشهای اصلی این است که بخش عمده کاربران هنوز اعتماد کافی نسبت به کیفیت فنی، امنیت اطلاعات یا پایداری این سرویسها ندارند! همین مسئله باعث شده که بخشی از جامعه همچنان ترجیح دهد از پلتفرمهای خارجی استفاده کند.
کافی است نگاهی به ۸۰ روز گذشته بیاندازیم! ۸۰ روز است که پلتفرمهای داخلی در حال سرویسدهی هستند، اما اکثر تولیدکنندگان محتوای اینستاگرامی معروف و سرشناس حاضر نشدهاند به پلتفرمهای داخلی مهاجرت کنند، آنها منتظرند تا اینترنت به شرایط عادی بازگردد!
البته فقط این موضوع به اینستاگرام محدود نمیشود! یادمان باشد، قطعی طولانی مدت اینترنت آسیبپذیریهای امنیتی را به شدت افزایش میدهد! برای مثال در همین چند روز گذشته، آسیبپذیریهای امنیتی Cpanel و وارد کردن دستورهای SUDO بدون دسترسی ریشهای به سرورهای لینوکسی مشکلات زیادی را برای کاربران، وبمسترها و مدیران کسبوکارها ایجاد کرده، در حالی که بستههای امنیتی رفع این آسیبپذیریها از همین حالا آمادهی نصب هستند، اما دسترسی به آنها وجود ندارد.
موتور جستوجوهای داخلی با فناوری ۳۰ سال پیش
ما آدمهای ۲۰۰ سال پیش نیستیم و نمیتوانیم به عقب برگردیم!
نکته مهم دیگر این است که اینترنت امروز فقط یک ابزار سرگرمی نیست؛ بلکه بخش بزرگی از زندگی روزمره، ارتباطات، آموزش، بانکداری، تجارت، حملونقل و حتی خدمات دولتی به اینترنت وابسته شدهاند. همانطور که امروز زندگی بدون برق برای بسیاری از شهرها و خانهها تقریباً غیرقابل تصور است، عدم وجود اینترنت نیز میتواند اختلالهای گستردهای در زندگی روزمره ایجاد کند.
اگر صد سال پیش بانکها با سیستمهای کاغذی کار میکردند، امروز تقریباً تمام خدمات مالی و اداری وابسته به سامانههای دیجیتال هستند. بسیاری از شرکتها، کارخانهها و سازمانها نیز برای ارتباطات، مدیریت دادهها و هماهنگیهای روزمره خود به اینترنت وابستهاند. به همین دلیل، هرگونه اختلال گسترده در ارتباطات اینترنتی میتواند روی بخشهای مختلف اقتصاد و خدمات اثر بگذارد.
پس ما بدون شک وابسته به پلتفرمهای دیجیتال هستیم و نمیتوانیم به یکباره فناوریهای مهم روزمره را از زندگی خود حذف کنیم.

چرا چین توانست جزیره بسازد اما ما جزیرهی خودمان را نداریم؟!
چین طی دو دهه گذشته سرمایهگذاری عظیمی در حوزه فناوری انجام داد. این کشور نهتنها پلتفرمهای نرمافزاری داخلی توسعه داد، بلکه در زمینه سختافزار، زیرساخت شبکه، تولید تراشه و خدمات ابری نیز سرمایهگذاری گستردهای انجام داد. نتیجه این شد که بسیاری از نیازهای دیجیتال مردم چین، از شبکههای اجتماعی گرفته تا پرداخت، تجارت الکترونیک و خدمات ابری، از طریق سرویسهای داخلی تأمین شد.
امروز کاربران چینی از پلتفرمهای داخلی برای بسیاری از کارهای روزمره استفاده میکنند و این سرویسها توانستهاند کیفیت و پایداری قابل قبولی ارائه دهند. اما در ایران هنوز بخشی از زیرساختها، کیفیت خدمات و اعتماد عمومی به سطحی نرسیده که بتواند چنین الگویی را بهطور کامل پیادهسازی کند.
اما حقیقت این است که پلتفرمهای داخلی امروزی ایران با وجود اینکه به هماناندازهی چین، یعنی ۲۰ سال است که در حال توسعه هستند، از لحاظ پایداری، کاربری و از همه مهمتر اعتمادپذیری به پای رقبای چینی نرسیدهاند!
برای اینکه به این سوال جواب دهیم که چرا چین میتواند بعد از ۲۰ سال به جزیرهی دیجیتالی که میخواهد (فارغ از درست بودن یا غلط بودن این ایده) برسد اما نه، باید این سوالها را از خودمان بپرسیم:
۱- آیا ما پلتفرمهای قابل اعتماد داریم؟
۲ – آیا موتور جستوجوهای ما میتوانند پاسخگوی نیاز کاربران باشند
۳ – آیا پلتفرمهای ما ایمن و غیرقابل نفوذ هستند؟
۴ – آیا مردم به پلتفرمهای ما اعتماد دارند یا مجبور به استفاده از آن هستند؟
۵ – آیا ما برای همه چیز معادل مناسب و قابل اتکا داریم؟ (مثلا گواهی SSL)
۶- آیا ما توان مقابله با آسیبپذیریها و ارسال سریع پچهای امنیتی را داریم؟
چرا هنوز سئوی سایتها رشد نمیکند؟
چرا کشورها به دنبال شبکه ملی اطلاعات هستند؟
پاسخ این سؤال تا حد زیادی به مسئله داده و حاکمیت دیجیتال مربوط میشود. امروزه شرکتهای بزرگ آمریکایی مانند گوگل و متا حجم عظیمی از اطلاعات کاربران جهان را در اختیار دارند؛ از علایق و رفتارهای کاربران گرفته تا دادههای جستوجو، ارتباطات و الگوهای مصرف را کنترل میکنند.
در حقیقت آمریکا با متا و گوگل تقریبا همه چیز را میداند، اما در عین حال خودش هم نگران نفوذ اطلاعات کشورهای دیگر است و به همین خاطر استفاده از اپلیکیشن چینی «تیکتاک» را در برخی از ادارههای دولتی ممنوع کرد.
بسیاری از کشورها تلاش میکنند وابستگی خود را به پلتفرمهای خارجی کاهش دهند و بخشی از خدمات دیجیتال را روی زیرساختهای داخلی توسعه دهند. روسیه، چین و برخی کشورهای دیگر نیز در همین راستا موتورهای جستوجو، پیامرسانها و سرویسهای بومی خود را توسعه دادهاند.

اما مسئله مهم این است که موفقیت چنین پروژههایی فقط با محدودسازی یا اجبار حاصل نمیشود. کاربران زمانی از یک سرویس استقبال میکنند که آن سرویس بتواند کیفیت بهتر، امکانات بیشتر و اعتماد بالاتری ارائه دهد.
با زور هیچ چیز درست نمیشود
باید پذیرفت که در عصر دیجیتال کاربران حق انتخاب میخواهند! اینترنت و ابزارهای دیجیتال به بخشی از زندگی شخصی، کاری و فکری مردم تبدیل شدهاند و طبیعی است که هرگونه محدودیت گسترده، واکنش و نارضایتی ایجاد کند.
اگر قرار است پلتفرمهای داخلی موفق شوند، باید این موفقیت را از مسیر رقابت، نوآوری، اعتمادسازی و کیفیت به دست آورند؛ نه صرفاً از طریق محدود شدن گزینههای دیگر. تجربه کشورهای مختلف نیز نشان میدهد که کاربران در نهایت به سمت سرویسهایی میروند که سریعتر، امنتر، پایدارتر و کاربردیتر باشند.
شاید این مثال عجیب و دور از ذهن باشد: اما اگر میخواهیم در این حوزه موفق شویم، باید پلتفرمهای ما آنقدر خوب باشند که کاربر پلتفرم داخلی را به خارجی ترجیح دهد! دقیقا مثل «لاین» در ژاپن یا «یاندکس» در روسیه!
راهحل برای تشویق مردم به استفاده از پلتفرمهای داخلی چیست؟
استفاده گسترده از پلتفرمهای داخلی، سالها است یکی از اهداف مهم در حوزه فناوری کشور محسوب میشود. اما برای رسیدن به این هدف، مهمترین مسئله ایجاد اعتماد و رقابت واقعی است.
تا زمانی که کیفیت، پایداری، امنیت، نوآوری و تجربه کاربری مناسب در سرویسهای داخلی فراهم نشود، طبیعی است که بخشی از کاربران همچنان ترجیح دهند از سرویسهای خارجی استفاده کنند. اگر پلتفرمهای داخلی بتوانند مزیتی واقعی ایجاد کنند، کاربران نیز بهمرور به استفاده از آنها تمایل بیشتری نشان خواهند داد! نه اینکه امروز موتور جستوجوهایی داریم که نتایج را دستی از روی گوگل Cache میکنند یا پیامرسانهایی که هزاران قابلیت اسمی دارند اما یک فایل بیش از ۲۰۰ مگابایت را به زور آپلود و دانلود میکنند.
باید به یاد داشت که آیندهی فضای دیجیتال کشور بیش از هر چیز به کیفیت تصمیمگیری، توسعه زیرساخت، سرمایهگذاری در فناوری و جلب اعتماد عمومی وابسته است؛ موضوعی که بدون تعامل واقعی با نیازهای کاربران، بهسختی محقق خواهد شد.